کین عمر صرف کردیم عَن در امیدواری!
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:23
کاش به همین سادگی بود،زندگی تازه از نا امیدی شروع می شد،بالاخره این هم خودش یک جور امیده.حیف!تیغ کنده و نمی بره عزیزان.آدم های ریز و درشت زیادی رو شناختم و افاقه ای به حالم نکرد،تازه!نفرین ابدی هم دست
فرض می کنیم!
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:23
باید بهش حالی کنم بیا فرض کن من یه طنابم، یه سرم رو آرسام می کشه که نافرمانی مقابله جویانه داره،یه سرم رو شنتیا که آسپرگره و اون وسطم یه گره کور دارم که دقیقا خود رادمهره و تو بهتر از هر کسی می دونی رادمهر چرا خلقش تنگه،رادمهر فقط میخواد به حال خودش بذارنش تا دور حیاط رو بدوه.می گم، شاید فهمید و یاب...
از داد و وداد و مهملاتی از این دست
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:23
بدون شک یکی از راه های نجات آدم ها از این کثافتی که هست،حذف طعم دهنده ی لعنتی آلبالو از صنایع غذاییست.حالا گیرم یه مشت کارشناس و عالم فکر کنند ما تب داریم و یک چیزی مان می شود.خب که چه؟سالهاست با صبور
در جستجوی روزهای از دست رفته
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:23
حالا که حلوای ننه اش انسان در رنج آفریده می شود و قبل از این پروسه ی سادیسمی به رده ی پستانداران محض تعلق دارد ظاهرا باید قبول کرد که شاعر بنشیند اشکی بچکاند و شعرش را بسراید،سلبریتی پستی با زمینه ی س
ای آسمون کبود!
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:23
اتاقم حالا محل رجوع شاهدان عینی خرده معجزاتم شده،چندتایی پسربچه ی تازه بالغ که می خواهند دعا کنم محض رضای خدا هم که شده آب و هوا از اینی که هست وارونه تر بشود تا مدارس را تعطیل کنند.من اما بخاطر اعتبار دفتر دستکم هم که شده وعده ی الکی نمی دهم،قیافه می گیرم،می فرستمشان پی نخود سیاه،منابع خبری ام را چ...
رستگاری در شاوشنک
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:23
لازم می بینم با این اشاره شروع کنم که از همه ی مناسبت ها و سالگردها و اعیاد و اینها بیزارم،البته از کلمه ی بیزار هم به اندازه ی خود کلمه بیزارم.هر بهانه ای که بخواهد آدم ها را دور هم جمع کند حوصله ام
ریخت و پاش ناخوداگاه!
-
تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 3:34
منطق کابوس ها همین است،می دانم نمی شود دری که از بیرون قفل شده را باز کرد.می دانم آدمی که از ده طبقه پرت شده روی آسفالت را نمی شود کاریش کرد.لااقل ماد
در زلف چون کمندش،ای دل مپیچ کآنجا
-
تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 3:34
ظاهرا سگ صاحب خودش رو نمی شناسه!
شیر،شغال،پلنگی که نشان یار بود
-
تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 3:34
داشتم به گلدان توی اتاق می گفتمهر وقت شد که مثل تو یک گوشه ی دنجفقط سبز بگیرم بخوابم،رویا نمی بینم. پ.ن ِسرمستی: ای چشم آبی دنیا این بارونت آخرتِ دلبریه جانا.Let's block ads! (Why?)