خرید بک لینک
هدی/ رستمی را کمی می شناسم،کشته مرده اش نیستم،اما مدتهاست فالوورش هستم.دارد توی بخشی از رویایم زندگی میکند که من به هزار و یک دلیل معنی دار و بی معنی نتوانستم اینطور زندگی کنم. در روزگاری که اکثریت بلد نبودند و نیستند که از اینستاگرم چگونه استفاده کنند و دنبال کو ن کارداشیان  و چاک سینه ی خاله ها گشت می زدند و با چهارتا پیزوری لا س می زدند و جهاز دخترعمه سکینه و توله ی داداش میتی شان را لایک می کردند و یا با کپشن های مکش مرگ ما،خودشان را سرحلقه ی رندان عالم جا میزدند و یارگیری می کردند.این آدم، دنبال سفر با آن حال و هوای اکتشافی و ماجراجویانه اش بود و یادآوری میکرد سفر می تواند شخصیت داشته باشد و همیشه معنی برنامه کردن نمی دهد، که این هم راهی برای شناخت خود و این جهان به احتمال قوی بدرد نخور است.خب چه کنیم که زندگی عادلانه نیست و یک بابایی بر خلاف بخت سیاه ما تا خرخره توی رفاه است و از قضا بلد است چطور از آن بهره ی کافی ببرد؟ چه کنیم که دنیا آن روی بی عصمتش را به بعضی ها هرگز نشان نمی دهد و هر چه با آنها چیک تو چیک است با ما سفت بازی در می آورد؟چرا نمی توانیم وجود آدم هایی که برخلاف آموزگاران قرمساق توهم و جویندگان نخود سیاه در عالم بالا و یاس فروشان سعی دارند صورت قشنگ و ملیح زندگی را یادمان بندازند تحمل کنیم.چرا یادمان می رود در این سرزمین همه داریم از شش جهت بازی می خوریم و دور خودمان فِر می خوریم و اگر تخمش را داشتیم باید چنگ و دندانمان را نشان اصل کاری می دادیم.گرچه بعید نیست اصلا معنی هم داشته باشند ولی دادخواهی و حق طلبی و مطالبه گری فکر نمی کنم حمله کردن به امثال این آدم باشد.اما چه کنیم که متاسفانه تاکسی خالی همیشه زیاد بوق می زند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 17:53

چرا باید به وضوح و روشنی خواب ببینم که دارم در یک محیط غریب،شبه فضایی و فوق حساس یک الکترون با ابعاد یک ماشین رو تعمیر می کنم؟

الکترون؟؟؟؟ تعمیر؟؟؟؟وا دا فاز؟؟؟

پ.ن:

heaven is above us _ sleep party people

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 17:53

آقای فلانی صبح روز جمعه یقه ام را می گیرد که لینک ورود به کلاس را دوباره چک کن و بعد چند تا شکلک خنده می فرستد و می گوید سرکار خانم فیلم های آموزشی چی شد؟کلافه ام و تایپ می کنم: در حال دکوپاژ هستیم!دوباره شکلک خنده می فرستد و من از فرصت استفاده می کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

از تارکوفسکی ها و برگمان ها و سوکوروف ها چه پنهان، نشسته ام تولیدات نتفلیکسی می بینم و لذت می برم.سریال درباره ی زندان زنان است و بحث وطن خودمان نباشد،حیات وحشی است برای خودش و می خواهد بگوید آدمیزاد توی مخمصه ی زندگی چه موجود ترسناک و تنهایی می شودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

می دانستم که نمی خواهم مادر باشم.این تصمیم نه یک اقدام مقابله جویانه و یک رفتار برتری طلبانه در جهت اثبات مازاد فهم و شعورم نسبت به بقیه بود و نه ژست و اطواری که کارت عضویتم برای ورود به گروه و دارو دسته ای را صادر کند.صادقانه بگویم تا امروز نیاز به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

فکر می کنم همه ی ما یک دکتر فرانکشتاین درون داریم که در هیولا ساختن بقیه نقش داره. هیولاهایی که تو گوشه و کنار زندگی رها شدن و کسی نمی تونه پاپی فهمیدن زبان الکنشون بشه.هر چی نباشه ناسلامتی زندگی عرصه ی آزمون و خطاهای فردیه و اینطور که معلومه یا شاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

تا بیست دقیقه قبل از جلسه ی آنلاین شورای دبیران خواب بودم و بعد با یک پیژامه ی خدا شاهد است راه راه و یک سویشرت لش و لوش قدیمی نشستم پشت میز.طبق معمول می دانستم که سخنرانی با منت خدای را عزوجل شروع می شود و با مالیدن اندام های تولید مثلی رئوس مملکت بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

پیام رفیق قدیمی ام را یک بار دیگر گوش می کنم، گله می کند که چرا هیچ جا نیستی و فاصله می گیری.روابط با آدم ها جز چالش های مسخره ام توی زندگیست.فکر کنم این یکی را از سر بگذرانم با هزار چشم و هزار دست می نشینم سر تختم.باران می بارد و خبر مرگم می خواهم اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

نا امیدتان نکنم

چیزهای قشنگی هم دیده ام

مثل دخترکی که
مقابلم نشست.
نه! فرود آمد
سبک،
مثل پرنده ای
بر شاخه ی لرزان زبان گنجشکی

پ.ن:

حلبچه_شوان پرور

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

استاد بزرگ آدرس دادن هستم.اینطوری که اگر کسی بی مقدمه ازم سوال کند میدان فلان کجاست،در همان لحظه زمان و مکان را گم می کنم،سپس یک اوووووم ممتد و کشدار می گویم و با تردید اغراق آمیزی که که بیشتر از مقدمات یک کشف بزرگ است تا یافتن آدرس جایی به این طرف ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

زل زده ام به صفحه ی مانیتور تا مردی که توی کوچه، درست زیر پنجره ی اتاقم با یکی از بد آهنگ ترین لهجه های کیهان مشغول گفتگوست را به صد و ده روش سامورایی نکشم. تقریبا متکلم وحده است و به علی آقای پشت خط امان حرف زدن نمی دهد.جمله هایش را اگر نگویم با عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

برای زیستن در این جهان پهناور به ایمان یا باور به چیزی یا کسی محتاج نیستید. پ.ن: raoui _souad massi

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:51

مستند در جستجوی شوگر من رو برای بار دوم می دیدم درحالیکه توی قلبم سوزش عمیقی احساس می کردم،باز اشکم دراومده بود و رسما داشتم گریه می کردم.تقریبا مطمئنم تقصیر هورمون هام نیست چون همین چند وقت پیش یک کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 15:00

از مزایای ویروس کرونا یکی هم اینکه ما امسال لازم نبود برای میلیونومین بار به دلواپسان توضیح بدیم که چرا به هیچ سیستم و نهادی حتی از نوع خانواده اش باج نمی دهیم،صله ی هیچ رحمی را نمی خواهیم،به هیچ قبیلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 15:00

وقتی شیطان در برابر اولین آدم گیج و گُم ظاهر شد ماتحتش رو بوسه زد و از اونجا بود که معمولی بودن به طور رسمی شروع شد،البته کمتر کسی از این افسانه اطلاع داره چرا؟چون بوسیدن شونه ی یه دیوث که از قضا دوتاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رها صالحی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 6:18

صفحه بندی